به نامِ خُدا / پرنویسا

پرنویسا: وبلاگ پروین شیرِبیشه

به نامِ خُدا / پرنویسا

پرنویسا: وبلاگ پروین شیرِبیشه

به نامِ خُدا / پرنویسا

به وبلاگ پرنویسا خوش آمدید
هر نوشته‌ای برای خواندن متولد می‌شود

«نوشتن» کسب و کارِ من است!
در این وبلاگ،
نمونه‌هایی از ثبت اندیشه‌ و احساسم را
بیشتر به صورت «درباره‌نویسی» و «شعر» بیان می‌کنم.

سپاسگزارم که آنها را با ذکر نام این وبلاگ با خوانندگان دیگر به اشتراک می‌گذارید

۱۸ مطلب با موضوع «درباره‌ها :: درباره‌ی نوشتن» ثبت شده است

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ب.ظ

نوشتن و آشپزی

نوشتن و آشپزی

شباهت نوشتن و آشپزی

(ایده ارتباط نوشتن و آشپزی)

دیروز وقتی آشپزی می‌کردم، این ایده بیشتر و پررنگ‌تر از همیشه به ذهنم آمد. البته قبلاً هم به شباهت این دو فکر کرده بودم. اما دیروز و امروز بیشتر. شاید به این خاطر که دیروز روز پرکاری از نظر نوشتن بود و من در میان نوشتن، آشپزی هم می‌کردم.


***

اصلاً چرا راجع به شباهت و ارتباط نوشتن با کارهای دیگه می‌نویسم؟


من در نوشته‌هام در خصوص ارتباط و شباهت نوشتن با کارهای دیگه، قصد دارم در نگاه علاقه‌مندان به نوشتن یه تغییر اساسی ایجاد کنم. من سعی‌ می‌کنم آنها را با نوشتن آشتی بدهم. جوری از نوشتن حرف بزنم که ببینند نوشتن هم مثل کارهای دیگه انسانی، یه فعل انسانی هست! فعلی انجام دادنی که با انجام دادنش هر روز براشون عادی‌تر و آسون‌تر می‌شه. به خاطر همین بهشون می‌گم که شما چطور مشابه این کارها و این دقت‌ها رو که در نوشتن لازمه، هر روز دارید در کاهای دیگه زندگی‌تون انجام می‌دهید. در رانندگی، در آشپزی، در ساختن، بافتن، ساز زدن، نقاشی و سفالگری. 


شباهت نوشتن با کارهای دیگه:

نوشتن و ساز زدن

نوشتن و رانندگی

نوشتن و بافتن

نوشتن و نقاشی و طراحی

نوشتن و عکاسی

نوشتن و سفالگری

نوشتن و ...


(ادامه دارد ...)

***

به نظر من بیشترین وجه اشتراک این دو هنر حیات‌بخش این است که ما زن‌ها به خوبی در آنها مهارت و سر رشته داریم. البته گاهی دیده می‌شود برخی با آوردن مثال نقض می‌خواهند بگویند در هر دو کار مردان سرآمدتر هستند. این دسته از افراد معمولاً با اشاره به سرآشپزهای سرشناس رستوران‌های‌ معروف و نویسندگان و شاعران شهیر تاریخ مدال افتخار این دو هنر را به جامعه مردان تقدیم می‌کنند.

(این اتفاقی است که عیناً‌ زمانی‌ که دانشجوی سال اول فلسفه بودم، در دانشکده علوم انسانی رخ داد. چند نفر آقا با سنّ و سال بالاتر و مطالعات بیشتر، بنا به دلایلی که فقط خودشان می‌دانند چه بود، آمده بودند نشسته بودند قاطی تعداد زیادی دانشجوی پسر و دختر جوان. برخی از ما هنوز تینیجر بودیم و تازه از دبیرستان فارغ التحصیل شده بودیم و اصطلاحاً دوره کالج را می‌گذراندیم. آنها سرِ کلاس‌ها معلومات و تفکرات خود را مطرح می‌کردند و علاقه زیادی به چنین مقایسه‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی داشتند و در میان چنین بحث‌هایی، واکنش‌های شنوندگان را بررسی و قضاوت می‌کردند.) 

با اینکهه زمان زیادی از آن موقع و این بحث کذایی گذشته، اما لابه‌لای این نوشته دوست دارم درباره‌اش حرف بزنم. پس بگذارید اول این موضوع را بررسی کنیم: 

شاید بهتر است امروز به آنها یادآوری کنم در طول تاریخ واقعی زندگی بشر روی زمین این مرد و زن بودند که در کنار هم کشاورزی و دامداری می‌کردند و از محصولات کشاورزی و دامی برای خود و خانواده‌شان غذا تهیه می‌کردند. بنابراین لازم نیست به چیزی افتخار کنیم و مدالی به کسی بدهیم. شاید بهترین واکنش ما شکرگزاری نسبت به نعمت‌های الهی و این تقسیم کارها باشد.

تنها سرآشپزهای هنرمند و نویسندگان بزرگ و شهیر به این کارها نمی‌پردازند. در طول هزاران سال این پدران و مردان بودند که استوار و خستگی ناپذیر مایحتاج خانواده خود را تهیه می‌کردند. این مادران و زنان بودند که با مهر خود برای خانواده‌شان غذا درست می‌کردند. در طی سال‌ها، آدم‌های مختلف نامه‌ها، یادداشت‌ها و کتاب‌ها نوشتند. 

بله انسان‌های‌ زیادی غذا می‌پزند و انسان‌های زیادی در کشت و تهیه مواد سازنده خوراک آدمی نقش دارند: کشاورزان، دامپروران، صیادان، کارگران، فروشندگان و رانندگانی که حمل و نقل مواد غذایی را انجام می‌دهند. بله انسان‌های زیادی در فرایند نگارش و تولید و چاپ و انتشار کتاب‌ها و نشریات نقش دارند: معلمان که کلمه می‌‌آموزند، نویسندگان، ناشران، ویراستاران، سردبیران، کتابفروش‌ها، تکنسین‌ها و کارگران چاپ و ... .

زمانی که هزاران نقش واقعی نادیده گرفته می‌شود و فرهنگ مقایسه و مسابقه رایج می‌شود، حرف‌های آدم‌ها خوب شنیده نمی‌شود. 

به سخن خودم باز می‌گردم. من اینجا یک وبلاگ نویس هستم با جنسیت زن. بنابراین این کاملاً‌ طبیعی است که به موضوعات از زاویه دید خودم نگاه کنم و درباره آنها به همان شکلی حرف بزنم که آنها را می‌بینم و درباره‌شان فکر می‌کنم. 

« بله به نظر من بیشترین وجه اشتراک این دو هنر حیات‌بخش این است که ما زن‌ها به خوبی در آنها مهارت و سر رشته داریم. »

در این جمله هیچ مقایسه‌ای نیست. به شکل کاملآً واقعی زن‌ها، مادران، دختران سالیان سال با مواد غذایی و آشپزی سر و کار داشته‌اند. مهم نیست که داوری بین‌المللی آشپزی چه درجه‌ای به آنها عطا می‌کند. زن‌ها با نظافت و آشپزی خدمت بزرگی به بشریت کرده‌ و می‌کنند. در دایره قسمت این کارها به آنها محوّل شده و آنها این وظایف را انجام می‌دهند. طوعاً‌ یا کرهاً ! با هر کیفیتی! 

برگردیم به ادامه صحبت!

***

ما زنان به خاطر سر و کار داشتن با آشپزی به صورت عملی و تجربی با مجموعه‌ای از علوم ارتباط برقرار می‌کنیم: ترکیب مواد، افزودن چاشنی و آرایش و ارائه غذا ... . علومی که در نوشتن هم به کار ما می‌آیند.

خواننده این مقاله چه مرد و چه زن، فرقی نمی‌کند. ایده‌ای که در این مقاله در مورد «ارتباط نوشتن و آشپزی» مطرح می‌شود، به درد هر آدمی می‌خورد. 

در آشپزی یکی از کارهای مهم ما ترکیب مواد است. چیزی که باید از آن سر دربیاوریم. اینکه چه موادی و چه اندازه‌ای از آنها با هم تناسب دارند؟ مقدار و اندازه بسیار اهمیت دارد. 

ر آشپزی زمان و وقت هم بسیار اهمیت دارد. کم و زیاد شدن آن باعث وارفتن، بی‌مزه شدن، یا از دست دادن شکل غذا یا نپختن و خام ماندن آن می‌شود. چیزی که همه ما بارها تجربه کرده‌ایم. 

همچنین افعالی که باید انجام شوند، بلد بودن می‌خواهند: آبکش کردن، سرخ کردن، برشته کردن، کباب کردن، پختن، تاب دادن، ریز کردن، خُرد کردن، پاک کردن، شستن، تزیین کردن و ... . باید بدانی با مواد مختلف چطور کار کنی. مثلاً زرشک را چطور پاک کنی، خیس کنی و بشوری؟ یا اینکه ریواس یا کنگر در چه تایمی می‌پزند؟ یا خوروش قلیه ماهی چگونه درست می‌شود؟ 

موضوع مهم دیگر چاشنی‌‌ها، ادویه‌شناسی و استفاده از طعم‌دهنده‌ها هستند. این کار هم به تجربه، دانش، مهارت و البته دقت نیاز دارد. مثلاً مهم‌ترین، اصلی‌ترین و پرکاربردترین طعم دهنده نمک هست که هنوز گاهی مشاهده می‌شود که درست استفاده نمی‌شود. اینکه چه طعم‌دهنده‌هایی، چه قدر و در چه زمانی به چه غذایی باید افزوده بشوند؟ خواص آنها چیست و نحوه استفاده درست آنها چگونه است؟

و مرحله تزیین و آرایش و ارائه غذا که بسیار مهم است. تهیه و نگهداری از مواد غذایی و غذاهای طبخ شده هم بسیار اهمیت دارد. همچنین طرز کار کردن با وسایل آشپزی و کلی موارد ریز و درشت دیگر.

 ***

اینها را گفتم! حالا بیایید ببینیم نوشتن با این موارد و با آشپزی چه شباهتی دارد؟! 

شاید تا حالا حدس‌هایی زده باشید. احتمالاً بسیاری از آنها درست است. چون ذهن انسان در پیدا کردن نقاط مشترک و وجوه شباهت بین دو پدیده و موضوع توانایی بسیار خیره‌کننده‌ای‌ دارد. 

علم ترکیب در نوشتن 
در نوشتن نیز ما با «علم ترکیب» سر و کار داریم. ترکیب کلمات، نشانه‌های تصویری و علامت‌ها، حروف و آوای آنها، جمله‌ها و قسمت‌های‌ مختلف متن (عنوان‌ها، پاراگراف‌ها و سایر عناصر)، مفاهیم، معانی و ... . برای همین به نوشتن، تألیف هم گفته می‌شود، چون متن از کنار هم گذاشتن عناصر پدید می‌آید. نوعی الفت و ارتباط بین آنها برقرار می‌شود و متن نهایی نتیجه این تألیف و ترکیب عناصر است.  

اینکه بدانیم چگونه کلمات را با هم ترکیب کنیم و جمله‌ها و بندهای نوشته را بسازیم، بسیار اهمیت دارد. چون معنایی که به خواننده ارائه می‌شود، بستگی زیادی به نوع ترکیب ما دارد. این ترکیب شکل یا فرم و محتوای متن ما را تعیین می‌کند.  

علم استفاده از چاشنی‌ها در نوشتن 
نوشته ما نیز مانند هر کاردستی و محصول انسانی دیگر انسانی مثلاً‌ غذا به چاشنی نیاز دارد. مثلاً‌ در مورد سخنرانی به ما آموزش می‌دادند که از طعم دهنده‌هایی مانند طنز، داستان، مثال و ... استفاده کنیم تا سخن ما بامزه و جذّاب شود. برای اینکه نوشته ما هم خوشمزه و مطبوع و دوست داشتنی باشد، خوب است که با چاشنی‌های متن آشنا شویم و آنها را در متن به کار ببریم. 
عناصری که وقتی به متن خود اضافه می‌کنیم، روی کیفیت نوشته و میزان برقراری ارتباط با آن تأثیر می‌گذارند. شاید در ابتدای کار با آنها زیاد آشنا نباشیم، یا با وجود اینکه سال‌هاست که می‌نویسیم توجه چندانی به آنها نکرده باشیم. 
خبر خوب اینکه از همین امروز می‌توانیم به چاشنی‌های متن به صورت آگاهانه‌ فکر کنیم و بیشتر به آن توجه کنیم. می‌توانیم لیستی برای چاشنی‌های متن تهیه کنیم و هر موردی که به نظرمان می‌رسد متن را بامزه و خوشمزه می‌کند به آن اضافه کنیم. پروژه بسیار جالب و هیجان‌انگیزی خواهد بود!

علم آرایش و ارائه در نوشتن
در هر صورت متن شما چیزی ارائه دادنی است که به مصرف و مطالعه می‌رسد. به طور کاملاً‌عامدانه از کلمه «مصرف» استفاده کردم تا ذهنیت شما را از درونی و شخصی بودن متن به سوی دیگری برگردانم. واژه «مصرف» معمولاً‌ در مورد کالا و محصول استفاده می‌شود. بیایید متن را محصولی بدانیم که عرضه و دریافت می‌شود! اگر این طور به قضیه نگاه کنیم، به نوع ارائه آن بیشتر از گذشته توجه می‌کنیم. به آرایش کلمات، متن، به شکل دیداری کلام، به ترکیب متن و تصویر و به خیلی چیزهای دیگر ... . برای آن زمان خاصّی اختصاص می‌دهیم، به آن فکر می‌کنیم و راهکار و استراتژی خواهیم داشت. 
حتی کسی مانند من که بیشتر متنی و کلامی است تا تصویری و حتی فعلاً‌ فوتوشاپ هم در کامپیوترش نصب نکرده است!!! :) 

علوم دیگر : تهیه و کار کردن با مواد لازم نوشتن، زمان و مکان نوشتن، کار کردن با افعال مرتبط و درگیر در نوشتن و ...
که بعداً‌درباره آنها هم می‌نویسم.

این متن را باز می‌گذارم برای اینکه ادامه دهم ...
و ارسال می‌کنم که بخوانید ...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۲۷
پروین شیربیشه
جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱ ب.ظ

دوره آموزش نگارش ارتباطی



ثبت‌نام از طریق ایوند آغاز شد: 

https://evand.com/events/negaresh971


برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این دوره از طریق لینک بالا به صفحه دوره نگارش ارتباطی در ایوند مراجعه کنید و این صفحه را خوب مطالعه کنید. 

 


🚩 با ثبت نام زودهنگام از تخفیف ویژه برخوردار شوید.

@Parnevisa

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۳۱
پروین شیربیشه
يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۲۹ ب.ظ

شباهت نوشتن و عکاسی

شباهت نوشتن و عکاسی

📸🖋
«نوشتن» به دلایل زیادی با «عکاسی» شباهت دارد و شباهت‌های بسیاری بین این دو وجود دارد. برخی از این شباهت‌ها عبارتند از: 


📌از نظر انتخاب موضوع یا سوژه
📌از نظر زاویه دید و زاویه دوربین
📌از نظر صحنه‌ پردازی
📌از نظر اندازه نما 


😶 انتخاب سوژه : 
مهم‌ترین شباهت نوشتن و عکاسی، انتخاب موضوع است.
همان طور که هر چیزی می‌تواند برای یک عکاس یا هنرجوی عکاسی سوژه باشد، در نوشتن هم شما در مورد «هر موضوعی» می‌توانید دست به قلم یا کیبورد شوید و بنویسید. در موردش یه خاطره دارم که در بعداً درباره‌‌اش می‌نویسم.


🎬 زاویه دید و دوربین :
زاویه دید شما در نوشتن تا اندازه زیادی با زاویه دوربین متفاوت است. 
وقتی می‌نویسیم، مثلاً داستانی را روایت می‌کنیم، می‌توانیم از زاویه دید شخصیت آن داستان وقایع را تعریف کنیم، یا از دید یک بیننده یا از دید کسی که کلّ ماجرا را می‌بیند. 
هر یک از این روایت‌ها ویژگی‌هایی دارند و تأثیر متفاوتی در خواننده ایجاد می‌کنند.

در عکاسی نیز زاویه دید دوربین می‌تواند از جوانب مختلفی باشد: 
از بالا، پایین، روبرو و هم‌تراز سوژه، یا از کنار، و از پشت سر عکس‌هایی که با هر یک از این زاویه دیدها گرفته می‌شوند، از نظر معنا و حسّی که منتقل می‌کنند و تأثیری که بر مخاطب خود می‌گذارند، با هم تفاوت دارند. 


📐 اندازه نما : 
اندازه نماها در عکاسی و فیلم‌برداری به طور کلی به سه دسته: بسته و بسیار نزدیک؛ متوسط؛ باز و دور تقسیم می‌شود. 
اینکه چه نمایی را انتخاب می‌کنیم و چقدر به سوژه نزدیک یا از او دور می‌شویم، در نوع روایت بسیار تأثیر دارد.

در نوشته نیز (چه داستانی و چه غیر داستانی) اینکه چقدر به موضوع نزدیک می‌شویم و به جزییات آن می‌پردازیم، و چقدر درباره‌اش به مخاطب توضیح و اطلاعات می‌دهیم، کار ما را متفاوت می‌کند. 


🏖 صحنه پردازی :
وقتی موضوعی را نقل یا داستانی ‌را روایت می‌کنیم، در بستر یک زمینه یا صحنه این کار را انجام می‌دهیم. 
فرض کنید در مورد خاطره سفر و وقایع آن چیز می‌نویسیم. 
صحنه رویداد جالبی را که نقل می‌کنیم، باید برای مخاطب خود توصیف کنیم. 
در عکاسی و هنرهای تصویری دیگر مانند فیلمبرداری و نقاشی نیز 
همین توجه به صحنه‌ای که سوژه در آن به تصویر کشیده می‌شود، اهمیت دارد. 
ما صحنه را انتخاب می‌کنیم، یا اگر در آتلیه یا استودیو عکاسی کنیم، آن را طراحی می‌کنیم.


به نظر من، صحنه هم در نوشتن و هم در هنرهای تصویری از یک نظر دیگر هم بسیار اهمیت دارد: 

گاهی علاوه بر چیزی که به عنوان موضوع یا سوژه اصلی به مخاطب خود نشان می‌دهیم، در گوشه و کنار صحنه نیز به نشانه‌هایی ضمنی می‌خواهیم اشار بکنیم. یعنی معنای مورد نظر خود را به صورت مستقیم و غیرمستقیم از کلّ اثر می‌خواهیم به مخاطب خود انتقال دهیم. 


اگر به این شباهت‌ها دقت کنید، می‌بینید ما به همان راحتی که عکس می‌گیریم، می‌توانیم بنویسیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۲۹
پروین شیربیشه
سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۰۸ ق.ظ

بیا بنویسیم و ...

بیا بنویسیم و نترسیم از اینکه نکند بد بنویسیم ...

نوشتن کار ما انسان‌هاست 

هیچ کار انسانی بی‌نقص و خطا نیست!

هیچ کار انسانی کاملِ کامل نیست!

همیشه ممکن است روزنه‌هایی وجود داشته باشد. 


نمی‌خواهم روزنه‌ها و نواقص را توجیه کنم!

نه، هدفم چیز دیگری است. 


می‌خواهم به تو بگویم:

به خاطر روزنه‌ها، 

به خاطر نواقص، 

و به خاطر بهترین نبودن 


از نوشتن دست برندار!


#پروین_شیربیشه 

#پرنویسا

#نوشتن

@Parnevisa

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۰۸
پروین شیربیشه
يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۳۳ ب.ظ

شروع نوشتن

می‌خواهم بنویسم، اما نمی‌دانم از کجا باید شروع کنم؟

#روز_نوشت بهترین بهانه برای هر روز نوشتن است و شدیداً توصیه می‌شود. 

زندگی فردی و اجتماعی ما، و جهان پیرامون‌مان آن‌قدر پر از اتفاق و سوژه است که بتوان هر روز دست‌کم چند خطّی درباره‌اش نوشت.

حالا که در ابتدای سال جدید هستیم، یک دفتر روزانه یا سالنما بردارید و هر روز لااقل یک صفحه بنویسید. 

این کار علاوه بر عضلات دست و انگشتان‌تان، فکر و قلم شما را هم به تحرّک وادار می‌کند. 

می‌توانید وبلاگی تأسیس کنید و روزنوشت‌های خود را با نام حقیقی یا مستعار در آن منتشر کنید. 

با این کار علاوه بر نوشتن، مخاطب داشتن و خوانده شدن نوشته‌های خود را نیز تجربه می‌کنید!

منظور از قلم، قوّه نگارش شماست!


برای شروع نوشتن، به هیچ وجه سخت‌گیر نباشید!

به جای سختگیری در مورد کیفیت نوشته، پشتکار و استمرار در نوشتن داشته باشید. 

به خودتان سخت نگیرید. شما قرار نیست یک روزه رهِ صد ساله را بپیمایید. 

همه نویسندگان در سطوح مختلف با «نوشتنِ مستمر» نویسنده شده‌اند. 

شما نیز از این قاعده مستثنا نیستید!

هر روز زمانی‌ را به نوشتن اختصاص دهید و چیزی بنویسید. 

نوشته شما می‌تواند شبیه نوشته دیگران باشد، گردآوری مطلب و بازنویسی باشد.

یعنی درباره مطالبی که خوانده‌اید، با زبان خودتان چیزی می‌نویسید.

در میان همین گردآوری و بازنویسی است که چند جمله‌ای از زبان خودتان و با کلمات و تعابیر خودتان می‌نویسید. 

همین برای آغاز نوشتن، کافی است!


در آغاز نوشتن، نگران شبیه شدن نوشته‌تان با نوشته‌های دیگران نباشید!

برخی خیال می‌کنند هر جمله آنها باید اولین جمله‌ای باشد که در کلّ تاریخ نوشته شده است. 

این فکر اشتباه است و مانع نوشتن می‌شود. 

تکرار جمله‌ها و تعابیر امری طبیعی است!

بنویسید، حتی اگر شبیه چیزی باشد که روزی شنیده‌اید یا جایی خوانده‌اید. 

نقل قول‌های افرادی را که می‌شناسید، بین دو گیومه بگذارید و نام آنها را ذکر کنید. 

اما اگر نظری درباره آن دارید، به زبان ساده درباره‌اش حرف بزنید و حرف‌های خود را مکتوب کنید.

کافی است ساده و راحت بنویسند. 


در شروع نوشتن، «کمیت» مهم‌تر از «کیفیت» است. زیاد بنویسید!

«کارِ نیکو کردن از پُر کردن است!»

این ضرب‌المثل در نوشتن و آموختن بیشتر مهارت‌ها کاربرد دارد. 

کیفیت، تا حدّی از زیاد نوشتن حاصل می‌شود. اما چگونه؟

وقتی زیاد می‌نویسید، کلمات بیشتری را به کار می‌برید.

همچنین از ساختارهای جمله و طرز بیان‌های متنوعی در نوشتار استفاده می‌کنید.

همین باعث می‌شود با نگارش بیشتر خو بگیرید و راحت‌تر بنویسید. پس از آن متوجه می‌شوید که باید کیفیت نگارش خود را هم ارتقاء دهید‌.

زیاد بنویسید!


اگر دوست دارید نویسنده باشید، خود را برای سبک زندگی یک نویسنده آماده کنید.

فرقی نمی‌کند چه یک نویسنده حرفه‌ای و چه یک نویسنده معمولی!

واقعیت این است که نویسنده شدن، رؤیای بسیاری از افراد است!

افرادی که نمی‌دانند ساعت‌ها در یک اتاق، روی یک صندلی مجبور هستند بنشینند و بنویسند!

هر چه قدر هم که در کتابخانه و کافه و پارک و باغ و بوستان بنشینید و بنویسید، 

بیشتر وقت نوشتن خود را در یک اتاق یا دفتر کار خواهید گذراند. 

تماشای فیلم‌های داستانی و مستند درباره زندگی نویسندگان هم توصیه می‌شود!

 

نِویسا باشید!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۳۳
پروین شیربیشه
سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۵۱ ق.ظ

یک لحظه خودآگاهی در نوشتن!

یک لحظه خودآگاهی در نوشتن!


🔵 گاهی پر شور و روان در حال نوشتن هستیم. چنان پر سرعت می‌نویسیم که حس می‌کنیم خودکار و رایانه، از نمایش کلمات و حرف هایمان جا می‌مانند ...

ما این لحظات رویایی و خاصّ را بارها تجربه کرده‌ایم. 

شور و شدّت احساسی که در این لحظات جریان دارد، بسیار زیاد است.

گاهی ‌در جریان کار و ویرایش هم این گونه هستیم. 

اما درست در همین مواقع و در بین همین لحظات است که به یک لحظه خودآگاهی نیاز داریم. 


🔵🔵 یک لحظه خودآگاهی در جریان نوشتن، می‌تواند ما را متوجه جریان ذهن، کلماتی که انتخاب می‌کنیم و سیر نوشته‌مان کند.

سمت و سویی که نوشته ما پیدا می‌کند و متوجهش نیستیم.

گاهی می‌بینیم چقدر خوب و زیاد نوشته‌ایم، اما از موضوع نوشته دور شده‌ایم یا زیاده گویی کرده‌ایم. گاه متوجه می‌شویم نیاز به توضیح و مثال بیشتری وجود دارد. گاه در می‌یابیم که چیزی گفته‌ایم که خودمان به آن باور نداریم!  


🔵🔵🔵 به همین قیاس، در روزهای زندگی‌مان هم ما به این لحظات خودآگاهی نیاز داریم. 

یک لحظه خودآگاهی در هر کاری: نوشتن، خواندن، خوردن، گفتن، شنیدن، شستن، پختن، خندیدن، راه رفتن و ... 

در ابتدای آن، در میانه‌اش و در پایانش!

زیرا در جریان شتاب‌ناک زمان و در ارتباط با محیط پیرامون‌مان، خودآگاهی ما به شدت کاهش پیدا ‌می‌کند. 

یک لحظه‌ یا حتی کمی طولانی‌تر: یک دقیقه 

و گاهی ‌یک ساعت 

و گاهی حتی یک روز که خودآگاه‌تر باشیم. 

یک لحظه خودآگاهی می‌تواند ما را در حالتی قرار دهد که خودمان، رفتارمان و عملی را که از ما صادر شده است، مشاهده کنیم.

در این حالت به نتایج مهمی می‌رسیم که اغلب آنها برای همیشه در وجود ما ثبت می‌شوند و شاید ناگفتنی‌باشند. 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۵۱
پروین شیربیشه
يكشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۵ ق.ظ

شباهت نوشتن و طراحی و نقاشی

شباهت نوشتن با طراحی و نقاشی

🖋🎨

باز هم دستها در کار هستند! طراحی و نقاشی با چشم و دست انجام می‌شود. همان‌طورکه در نوشتن نیز دست‌ها دست اندر کار هستند. اما به جز این کار یدی که در بیشتر افعال انسانی انجام می‌شود، چه شباهتی بین نوشتن و طراحی و نقاشی وجود دارد. 


تا حالا به سرعت حرکت دست‌ها در طراحی، نقاشی و نوشتن نگاه کرده‌اید. در موسیقی و بافتن و گلدوزی و آشپزی نیز چنین سرعت عملی دیده می‌شود. هنگامی‌که تایپ کردن‌مان هم سریع می‌شود، با چنین سرعتی روبرو هستیم. چیزی که خود ما را هم در آغاز شگفت‌زده می‌کند! اگر از هر کدام از این کارها فیلم‌برداری کنیم و ببینیم، بیشتر متوجه این سرعت می‌شویم. دستی که انگار خودکار عمل می‌کند ... بدون فرمانروایی ذهن! البته انگار! روزهای اولی که این کارها را تازه داشتیم یاد می‌گرفتیم، خیلی کند انجام می‌دادیم. در واقع این سرعت عمل وقتی پدید آمد که در آن کار حسابی مهارت پیدا کردیم.


به حرکات یک نقاش هنگامی که طرح کلی یا sketch کارش را ترسیم می‌کند، نگاه کنید! یا زمانی‌که رنگ‌گذاری را انجام می‌دهد! ببینید دستانش چقدر روان روی کاغذ، بوم یا دیوار حرکت می‌کنند. انگار جزیی از همان هستند. ببینید چگونه طرح و نقش و رنگ روی زمینه می‌نشیند!!! هر چیزی انگار درست سرِ جای خودش می‌نشیند. اندازه‌ها میلیمتری و دقیق اجرا می‌شوند. حرکات دست حساب شده هستند. در هنر خوشنویسی و خطّاطی هم چنین است. درست مانند زمانی‌که غرق نوشتن هستید!   

 @parnevisa

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۱:۵۵
پروین شیربیشه
شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۲۹ ب.ظ

شباهت نوشتن و ساز زدن

شباهت نوشتن با ساز زدن

📌 شباهت نوشتن با نواختن سازهای دارای صفحه کلید

حرکت انگشتان دو دست روی صفحه کلید ارگ و پیانو را دیده‌اید؟ می‌بینید این حرکات چقدر به حرکت انگشتان روی کیبورد رایانه یا لپ تاپ شباهت دارد؟!

اگر بخواهید این تشابه زیبا را بهتر تجربه کنید، به شما پیشنهاد می‌کنم روی سرعت تایپ خودتان تمرین کنید. طوری که بدون نگاه کردن به صفحه کلید بتوانید بنویسید. تجربه‌ی شنیدن یک موسیقی ترجیحاً پیانو و لایت هم هنگام تایپ کردن و نوشتن غوغا می‌کند. بشنوید و همزمان بنویسید. اینک شباهت نوشتن با کلیدهای کیبورد و نواختن پیانو را بیشتر احساس خواهید کرد!


اما نوشتن و پیانو نواختن شباهت‌ مهم دیگری هم دارند. کلمات مانند اجزاء کوچک یک ملودی روی مانیتور ظاهر می‌شوند. اگر به سرعت تایپ قابل قبولی برسید، می‌بینید فاصله‌ی بین آمدن کلمات به ذهن و اجرای فرمان نوشتن آنها توسط انگشتان شما به وسیله‌ی نواختن کلیدها، تقریباً به صفر می‌رسد و حذف می‌شود. شما در این حالت فقط دستانی می‌بینید که در حال انجام دادن کار خودشان هستند! معلوم نیست کلمات و جملات از کجا ‌می‌آیند و نوشته‌ می‌شوند؟! برای خودِ شما کاملاً مشخص نیست! تمام آنچه نوشته می‌شود، به هیچ وجه حاصل چیزهایی که قبلاً به آنها فکر کرده‌اید نیست! نوشته‌ی شما همیشه چیزی بیش از آنهاست! و با وجود این همیشه ناتمام است و جای تغییر و ویرایش دارد! اما مانند یک موسیقی زیبای نواخته شده، باید آن را رها کنید و به سراغ نوشته‌ و اثر بعدی بروید! 

📌 شباهت نوشتن با نواختن سایر سازها

نوشتن به صورت تایپی و دستی فقط با نواختن سازهایی که صفحه کلید دارند، شباهت ندارد. به نواختن سازهای زهی و زخمه‌ای و کوبه‌ای و حتی گرفتن سوراخ‌های سازهای بادی هنگام دمیدن نیز شبیه است.

آنجایی که تارها با دقت و ظرافت و هماهنگی فوق العاده‌ای نواخته می‌شوند! دست نیز هنگام نوشتن حروف روی کاغذ یا فشار دادن کلیدهای کیبورد، درست با همین زیبایی و ظرافت حرکت می‌کند. می‌توان گفت موسیقی حاصل رقص هنرمندانه‌ی انگشتان روی دف و تنبک، یا روی تار و چنگ و پیانو است. نوشته نیز ... !


📌ریتم و ضرباهنگ

موسیقی و ساز زدن از یک نظر دیگر هم به هم شبیه هستند. هر دو ریتم و ضرباهنگ دارند! ضرباهنگ کلمات در جمله و در فواصل علامت‌ها در نوشتن، و ضرب‌آهنگ نُت ها در ملودی و در فواصل سکوت‌ها در موسیقی!


سکوت کوتاه در نوشتن، کاماست و سکوت بلند نقطه. 

در نواختن هم جمله به جمله می‌نوازیم. مربّی سه تار می‌گفت: حالا این جمله رو می زنیم!

parnevisa@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۶ ، ۱۸:۲۹
پروین شیربیشه
چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۴ ب.ظ

شباهت نوشتن و سفالگری

شباهت نوشتن و سفالگری

نمی دانم با دیدن این تیتر چه فکری به ذهنتان می آید؟!

اما کمی صبر کنید! الان به شما می‌گویم که نوشتن و سفالگری چه ارتباطی با هم دارند!


حتماً کار کردن یک هنرمند سفالگر با چرخ سفالگری را دیده‌اید! او با صبر و حوصله خمیر گِل رُس را فرم می‌دهد و از آن کاسه و کوزه و جام می‌سازد. وقتی ظرف مورد نظر فرم دلخواه را به خودش گرفت، وقت پرداخت و ظریف کاری است. لبه‌های ظرف باید نازک و یکدست شوند. این مرحله از سفالگری با دقت و ظرافت بسیار زیادی همراه است. 

تازه بعد از این مرحله است که ظرف دست ساز را در کوره می‌گذارند تا بپزد و خشک شود. بعد از آن هم باز کارهایی برای پرداخت آن باید انجام شود. بعدش هم رنگ آمیزی و نقش زدن و لعاب.


✍🏼 در نوشتن هم همین طور است. وقتی شروع به نوشتن می‌کنیم، معمولاً در طول روزها می‌نویسیم و نوشته‌ی خودمان را جلو می‌بریم. نتیجه‌ی کار هنوز مشخص نیست. نوشته فُرم خودش را پیدا می‌کند، اما این فُرم نهایی نیست و به بازخوانی و ویرایش نیاز دارد.


ویرایش روی چرخ سفالگری!

مرحله‌ی ویرایش نیز برای بهتر و یکدست شدن نوشته است. پس از اتمام نوشتن، باید یک بار با کلّ نوشته‌ی خود ارتباط برقرار کنیم. باید آن را از ابتدا تا انتها بخوانیم و تغییرات لازم را در مورد کلمات، عبارت ها، علامت ها، جمله ها و پاراگراف ها اعمال کنیم. 

در این مرحله ما همانند سفالگری هستیم که پشت چرخش نشسته و دارد آرام و با حوصله لبه‌های ظرفش را نازک و یکدست می‌کند و فرم نهایی کارش را آماده می‌کند. با همان مهارت و هنرمندی! در کار نوشتن، گِلی که ما به آن شکل می‌دهیم، حروف و کلماتی هستند که پراکنده‌اند. ما با جمع کردن آنها در قالب جمله‌ها، نوشته‌ای معنادار را ایجاد می‌کنیم. از این نظر متریال یا ماده‌ی اولیه‌ی کار ما حروف و علامت‌ها هستند. پس از اینکه نوشته‌ی خود را تمام کردیم، فرم و محتوای نوشته‌ی خود را با ویرایش زیباتر و بهتر می‌کنیم. 

@parnevisa

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۹:۲۴
پروین شیربیشه
جمعه, ۱۲ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۴۴ ق.ظ

شباهت نوشتن و رانندگی

شباهت نوشتن و رانندگی


امروز می‌خواهم از شباهت «نوشتن» و «رانندگی کردن» برای شما بگویم. 

شاید در نظر اول بین این دو کار شباهت زیادی نتوان پیدا کرد. 


🍀 از یک شباهت ظاهری و نقطه مشترک شروع کنیم

نوشتن و رانندگی هر دو با دست انجام می‌شوند. اما خُب در رانندگی پاها هم دخالت دارند. البته در نوشتن هم می‌توانیم پاهای خود را زیر میز حرکت دهیم. اما ارتباطی به نوشتن ندارند. 


🍀 هماهنگی اعضاء: چشم و دست

در رانندگی دست‌ها، پاها، چشم و دیدن و ذهن با هم هماهنگ هستند. همزمان جلو، کنار و پشت سر خودمان را به کمک آینه ها می‌بینیم. با پاها پدال‌ها رو می‌گیریم. با دست فرمان را تکان می‌دهیم و دنده عوض می‌کنیم.

در نوشتن هم دست‌ها و چشم‌ها با هم هماهنگ می‌شوند و با هم کار می‌کنند. چه به صورت سنتی با کاغذ و خودکار بنویسیم، چه تایپ کنیم و لمسی. 

البته بنا به تجربه بیشترین حدّ این هماهنگی در نوشتن، در حالت تایپ وجود دارد. این مطلب را از بسیاری دوستان دیگر هم که معمولاً نوشته‌ی خود را با تایپ می‌نویسند، شنیده‌ام. وقتی صورت چاپی کلمات و جمله‌ها را می‌بینی و پیش می‌روی، این هماهنگی به اوج خودش می‌رسد. 

در حالت عادی فکر می‌کنیم حرف‌ها و چیزهایی که می‌نویسیم، از ذهن ما می‌آید و دستان ما آن‌ها را می‌نویسند. اما گاهی در جریان تایپ، این سرعت آنقدر زیاد می‌شود که احساس می‌کنیم دست ما به ذهن و فکرمان پیشی می‌گیرد. مطالب چنان بدون مکث و فاصله بر صفحه‌ی کامپیوتر ظاهر می‌شوند که خیال می‌کنی قبل از ذهن به دستت منتقل شده‌اند!!!

اما واقعیت این است که سرعت فکر بسیار بسیار بالاتر از آن چیزی است که می‌پنداریم!


🍀 مهم‌ترین شباهت: هر دو مهارت هستند

من معمولاً در سمینارها و دوره‌های آموزشی‌ام اول در مورد این صحبت می‌کنم که نوشتن یک مهارت و یک کار مثل بقیه‌ی کارها است. برای همین مؤثرترین کار برای پیشرفت نوشتن، تمرین است. مثالی که استفاده می‌کنم، رانندگی است. 

نوشتن مثل رانندگی است. همان‌طور که رانندگی را به طور عملی یاد می‌گیریم، نوشتن را هم با انجام دادن و تمرین نوشتن باید بیاموزیم. دانستن یک سری مطالب تئوریک در مورد نوشتن فایده‌ی چندانی ندارد. هر نکته‌ای را که آموزش داده می‌شود و یاد می‌گیریم، باید اجرا کنیم. 


بعد چند تا سؤال از شرکت کنندگان می‌پرسم:


❓سؤال اول: آیا گواهینامه رانندگی دارید؟ 


❓❓اگر پاسخ شان مثبت باشد، سؤال دوم: آیا هر بار که رانندگی می‌کنید، بیشتر یاد می‌گیرید یا با رانندگی بیشتر، رانندگی شما بهتر می‌شود؟ 

معمولاً می‌گویند: هر چقدر بیشتر رانندگی می‌کنیم، رانندگی مان بهتر می‌شود. 

در واقع ما یک بار دوره‌ی آموزش رانندگی را به صورت تئوری و عملی می‌گذرانیم و پس از آن تا پایان عمر رانندگی را انجام می‌دهیم و در طول زمان راننده‌ی باتجربه‌ای می‌شویم. 

نوشتن هم مانند رانندگی، یک مهارت است که در طول زمان و با نوشتن بهتر می‌شود. البته آموزش، مطالعه و توجه به نکات هم در بهبود نگارش تأثیر دارند. برای همین است که نوشتن را یک مهارت آموختنی می‌دانیم. 

@parnevisa

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۴
پروین شیربیشه