به نامِ خُدا / پرنویسا

پرنویسا: وبلاگ پروین شیرِبیشه

به نامِ خُدا / پرنویسا

پرنویسا: وبلاگ پروین شیرِبیشه

به نامِ خُدا / پرنویسا

به وبلاگ پرنویسا خوش آمدید
هر نوشته‌ای برای خواندن متولد می‌شود

«نوشتن» کسب و کارِ من است!
در این وبلاگ،
نمونه‌هایی از ثبت اندیشه‌ و احساسم را
بیشتر به صورت «درباره‌نویسی» و «شعر» بیان می‌کنم.

سپاسگزارم که آنها را با ذکر نام این وبلاگ با خوانندگان دیگر به اشتراک می‌گذارید

۳ مطلب با موضوع «درباره‌ها :: درباره‌ی فیلم‌ها» ثبت شده است

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸ ب.ظ

درباره‌ی فیلم «دوزخ، برزخ، بهشت»

فیلم «دوزخ، برزخ، بهشت»

نویسنده و کارگردان: بیژن میرباقری؛ محصول 1387

خلاصه داستان:

اپیزود اول: زن و شوهری پس از سال‌ها همدیگر را می‌بینند. اپیزود دوم: مردی پس از سال‌ها یاد عشق قدیمی‌اش می‌افتد. اپیزود سوم: زنی تصمیم می‌گیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد.

درباره‌ی نام فیلم و ارتباط آن با قصّه‌ی فیلم

نخستین چیزی که در این اثر به چشم می‌خورد، نامی است که بر یک فیلم اپیزودی می‌بینیم و داستان‌هایی که بر پایه‌­ی ارتباط یک زوج: زن و مرد طرح می‌شوند و ردّپای هریک از آنها در اپیزود بعدی حاضر می‌شود. اما پرسش مهم این است که چرا سه اسم: دوزخ، برزخ و بهشت در عنوان چنین فیلمی آمده است؟ چرا این داستان‌ها این­گونه نام‌گذاری شده‌اند؟ این سه نام چه تناسب و ارتباطی با مرد و زن دارند؟

دوزخ، برزخ و بهشت، اسم سه مکان یا به عبارت دیگر سه زمان یا موقعیت است. آنها به موقعیتی هم درونی و هم بیرونی دلالت دارند. خودِ این سه واژه هم از نظر حروفی که در آنها به‌کار رفته، قابل بررسی هستند. واژه‌ی «برزخ» در حرف «ب» با «بهشت» و در «زخ» با «دوزخ» مشابهت دارد.

دوزخ              برزخ             بهشت

پس بی­دلیل نیست که برزخ را حدّفاصل بین دو چیز یا دو جا نامیده‌اند، زیرا هم از بهشت و هم از دوزخ سهم و بهره‌ای در آن وجود دارد. با وجودِ این، برزخ نه به تلخیِ و عذاب‌آوریِ دوزخ، و نه به شیرینیِ بهشت است، و بیشتر برای انسان محلّ تشویش و اضطراب است. می‌توان آن را این‌طور تفسیر کرد: هنوز عذاب کاملاً برداشته نشده، اما حرف «ب» به معنی «بهتر شدن» نمایان است.

@@@

هرچند در نمایشِ این اثر دوزخ و برزخ و بهشت یکی پس از دیگری می‌آیند، ما سخنِ خود را از «بخشِ بهشت» آغاز می کنیم. این کار یک دلیل اصلی دارد: تم اصلی فیلم در دو بخش اول و دوم، یعنی دوزخ و برزخ، پنهان و نیمه پنهان است و تنها در بخش واپسین یعنی بهشت آشکار می‌شود. در این بخش راز اصلی فیلم فاش می‌شود، و مشخص می شود که بهشت، برزخ و دوزخ هریک بنابر روایت این فیلم چه هستند و چرا رابطه‌ی بین زن و مرد با این سه گام، وضعیت، و یا گونه­ی خاصّ به‌سر بردن بیان و توصیف شده‌اند.

@@@

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۸
پروین شیربیشه
سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۳۹ ق.ظ

درباره‌ی فیلم «کارآگاه»، ساخته: جوزف ل. منکه ویتس

«کارآگاه» یا «ردّ پای کسی را گرفتن» (Sleuth)

ساخته: جوزف ل. منکه ویتس (Joseph L. Mankiewicz)، محصول 1972 انگلستان

به نمایش درآمده در سینما چهار، 91/9/17     

خلاصه فیلم: یک نویسنده‌ی داستان‌های جنایی، آرایشگری را که عاشق همسرش شده، برای گفتگو به خانه‌ی خود در میان جنگل دعوت می‌کند و به او پیشنهاد می‌دهد پیش از ازدواج با همسرش، جواهرات او را که به مبلغ بسیار بالایی بیمه شده با همدستی هم بدزدند. اما برنامه به درستی پیش نمی‌رود و یک قتل اتفاق می‌افتد...

فیلم «کارآگاه» با فضای نمایش‌گونه­‌ی خاص و پر از رمزگانی که دارد، هم از نظر تفسیری، و هم از نظر نقدی بسیار قابل بررسی است. این نوشته­‌ی کوتاه می‌کوشد سه وجه برجسته و مهم اثر را برشمرده و اثر را از آن جهت مورد بررسی و تفسیر قرار دهد. 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۰۲:۳۹
پروین شیربیشه

«خاکستر و خون» (Ashes and Blood)

ساخته: فانی آردانت(Fanny Ardant محصول 2009 فرانسه و رومانی

به نمایش درآمده در سینما چهار، 91/9/24     

خلاصه فیلم: جودیت که سال‌ها پیش از خانواده‌اش در رومانی جدا شده و به تازگی شوهرش کشته شده، به همراه دو پسر و دخترش در فرانسه زندگی می‌کند. تا اینکه نامه‌ای مبنی بر دعوت او و خانواده‌اش برای مراسم عروسی دریافت می‌کند و به همراه فرزندانش به روستای پدری بازمی‌گردد. خاندان‌های این روستا با آداب و رسوم خاصی زندگی می‌کنند و احترام به رسوم‌شان را از هر چیز مهم‌تر می‌دانند. آنها با جودیت، فرزند ناخلف خانواده رفتار مناسبی ندارند ...

 

داستان فیلم درباره­‌ی زنی است که تک‌تک عناصر زندگیش به گونه­‌ی خاصی با او در تعارض هستند، به‌طوری‌که سرنوشت او را به پایانی اندوهناک می‌کشانند. عشق و تصمیم او برای ازدواج با مردی که او را دوست دارد، با پذیرش دروغین پدرش و همزمان طرد او از خانواده و زادگاهش محکوم می‌شود. محکومیتی که با کشته شدن شوهر از سوی آنها چهره­‌ی علنی به خود می‌گیرد.

این زن که مرارت‌ها و رنج‌های زندگی بدون همسر را تحمل می‌کند، سه فرزند نوجوان دارد که باید از آنها سرپرستی و مراقبت کند. در صحنه‌ای از فیلم زن با شکستن شیشه‌ مقداری از اندوهِ فرونهفته‌ی خود را بیرون می‌ریزد، و سپس با تعویض و ترمیم آن، حسّ همدردی  و شفقتش را نسبت به خود ارضاء می‌کند و گویی با این کار سعی می‌کند بر زخم‌های خویش مرهمی بگذارد و آنها را التیام ‌بخشد. این شکستن و درعین‌حال تعمیر شیشه، نمودی است از وضعیت دشواری که او در آن قرار گرفته و برون شُدی از آن نمی‌یابد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۲۴
پروین شیربیشه