به نامِ خُدا / پرنویسا

پرنویسا: وبلاگ پروین شیرِبیشه

به نامِ خُدا / پرنویسا

پرنویسا: وبلاگ پروین شیرِبیشه

به نامِ خُدا / پرنویسا

به وبلاگ پرنویسا خوش آمدید
هر نوشته‌ای برای خواندن متولد می‌شود

«نوشتن» کسب و کارِ من است!
در این وبلاگ،
نمونه‌هایی از ثبت اندیشه‌ و احساسم را
بیشتر به صورت «درباره‌نویسی» و «شعر» بیان می‌کنم.

سپاسگزارم که آنها را با ذکر نام این وبلاگ با خوانندگان دیگر به اشتراک می‌گذارید

پیام های کوتاه
سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۳۹ ق.ظ

درباره‌ی فیلم «کارآگاه»، ساخته: جوزف ل. منکه ویتس

«کارآگاه» یا «ردّ پای کسی را گرفتن» (Sleuth)

ساخته: جوزف ل. منکه ویتس (Joseph L. Mankiewicz)، محصول 1972 انگلستان

به نمایش درآمده در سینما چهار، 91/9/17     

خلاصه فیلم: یک نویسنده‌ی داستان‌های جنایی، آرایشگری را که عاشق همسرش شده، برای گفتگو به خانه‌ی خود در میان جنگل دعوت می‌کند و به او پیشنهاد می‌دهد پیش از ازدواج با همسرش، جواهرات او را که به مبلغ بسیار بالایی بیمه شده با همدستی هم بدزدند. اما برنامه به درستی پیش نمی‌رود و یک قتل اتفاق می‌افتد...

فیلم «کارآگاه» با فضای نمایش‌گونه­‌ی خاص و پر از رمزگانی که دارد، هم از نظر تفسیری، و هم از نظر نقدی بسیار قابل بررسی است. این نوشته­‌ی کوتاه می‌کوشد سه وجه برجسته و مهم اثر را برشمرده و اثر را از آن جهت مورد بررسی و تفسیر قرار دهد. 

 

(1)

نمایشی از درون و ذهنِ انسان بر پرده­‌ی سینما

کارآگاه  فیلمی است به اقتباس از نمایشی با همین نام نوشته‌ی آنتونی شافر که در 1970 به اجرا در آمد. فضا و درون‌مایه‌ی بازی‌گونه‌ی فیلم نیز به نمایش می‌ماند. بخش عمده­‌ی سکانس‌­های فیلم در فضای داخلی اتفاق می­‌افتد. هرجا که واقعیت بیرونی از طریق عواملی قصد دارد وارد این فضای درونی شود، حضورش عامدانه حذف شده، یا با حداقل تظاهرات تنها به آن اشاره­‌ای سریع و گذرا می­‌شود، مانند کپه­‌ی خاک در حیاط، صحنه­‌ی فرار مرد جوان، و سر رسیدن پلیس در پایان فیلم. این غلبه­‌ی درون بیش از همه، عطف‌نظری است به درون انسان، ذهن انسان و بازی یا نمایشی که مهره‌ها و بازیگران آن معدود و محدود به ذهن هستند و بیش از آنکه در بیرون جاری باشد، در درون جریان دارد. جایی که تمام بازی­‌ها از آنجا آغاز می­‌شود. بنابراین فیلم از حیث نفس­‌شناسی، و به اصطلاح جدید روان­‌شناسی بسیار قابل تأمل است. پیرمرد نویسنده­ نمایشی را طراحی و شروع می‌کند که در واقع بازنمایی و بازتاب درون، ذهن و سرشت اوست. علاوه بر این، چند نمایش دیگر هم در فیلم وجود دارند: نمایش اول مرد جوان، که زمانی آغاز می‌­شود که پیرمرد صورتک دلقک را بر سرش می‌­گذارد و او با شلیک گلوله به پایین پله­‌ها پرت می‌­شود. و دو نمایش دیگر او در قالب بازرس قلّابی، کشته شدن تِئا و نمایش آخر که به مرگ واقعی او می­‌انجامد. این چند نمایش قصد دارند تکثر امکان­ها، وضعیت‌ها و رویداد‌های دیگری را نشان دهند که از تصور ذهنی پیرمرد نویسنده خارج بودند، اما قابل رخ دادن هستند.


(2)

سرگردانی نویسنده‌ی نشانه‌شناس در میان نشانه­‌های پیرامونش

در فصولِ پایانی فیلم، یکی زمانی که بازرس قلّابی علائم جرم مرگ مرد جوان را یکی‌یکی رو می‌کند؛ دوم زمانی که پیرمرد نویسنده حرف‌های مرد جوان را در مورد کشته شدن تِئا باور کرده و سعی می‌کند علائم جرم را پیدا کند و از بین ببرد؛ و سوم زمانی که به سمت مرد جوان شلیک می‌کند و او در‌حالی­‌که نیمه جان افتاده با کشفِ رمزِ عروسک‌های خانه، همه­‌ی آنها را با هم به صدا درمی‌آورد، پیرمرد نویسنده را در حالت مقهور و سرگردانی در میان نشانه‌های پیرامونش می‌بینیم که بسیاری از آنها برساخته یا نمودی از علایق و شخصیت خودِ او هستند. تمثیل کارآگاه که در عنوان فیلم هم دیده می­‌شود، علاوه بر نویسنده­‌ی موردنظر، اشاره‌ای است به نشانه­‌شناس که کارآگاهی را می­‌ماند که باید دلالت هریک از نشانه‌ها را در متن بیابد. با وجود این، در فضای نشانه­‌ای متن که آکنده از دلالت­‌های تو در تو، موازی، گوناگون و دائماً در حالِ خلق است، نشانه شناس هر چه قدر خبره باشد، باز هم کم می­‌آورد، جا می‌­ماند و این اثبات ویژگی و قدرت نهفته در متن است.

 (3)

هجویه‌­ای بر ژانر پلیسی در ادبیات و سینما

پیرمرد نویسنده که در کار خودش استاد است، نهایت دقّت و کوشش خود را در چینش و طراحی بازیِ مورد نظرش به کار می‌گیرد. اما با وجود این، نمایش در پایان پس از کشاکش‌های مختلف به نفع او خاتمه نمی‌یابد. بسیاری از نشانه‌ها برخلاف تصور و انتظار او، و حتی علیه او تفسیر می‌شوند. همچنین بسیاری از رازهای زندگی شخصی و درونیات او که سال­‌ها آنها را پنهان کرده بود، فاش می­‌شوند. رازِ به حرکت و صدا در آوردن عروسک‌ها که در پایان توسط مرد جوان کشف می­‌شود، تمثیلی از آنهاست. در مجموع نمایش شکست‌خوردن نویسنده­‌ی کهنه‌کارِ داستان‌های پلیسی از یک مخاطب عام (مرد جوان)، و همچنین از مخاطبان عام فیلم را می­‌توان هجویه‌ای بر ژانر مذکور دانست که تنها راز جاذبه‌­ی درونی آن رمزگذاری‌ها و رمزگشایی‌های پیاپی آن است که پس از گذشتِ زمان برای انسان کلیشه‌ای و تکراری شده و جذابیتش را از دست می‌دهد.

پروین شیربیشه، نوشته شده در: 91/9/17، ویرایش و انتشار در: 18/94/12 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۱۸
پروین شیربیشه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی